می خوانم آرام با نوایی خرد ای یکـــــه یاور شب آلام
لالایی شفای صــــداقت را پچ پچ کنم نم نم و آرام
می خوانم از عشـق پروانه آغوشیدنش شمع محفل را
آیس تر از آیسم امـــشب می جویم بوی خیانــت را
می خــوانم از نی از نــــاله از آتشـــــــــی که به منزل زد
منزل همان قلــــب بود یارا او که ابـــن الوقت ساغر زد
می خوانم لالایی شفایت را آذرم جــــوی از صداقتم از قلب
مستانه می نوایم حقیقت را حقی کـه شد از دل من صلب
می خوانم مرثیه غــــــــم را آبتاب تـــــــر از ستاره بی تردید
آسیمه سر شراب می نوشم از فراغ ما ازســــتاره از خورشید
می خــوانم از تکیه گاهی گرم آهـــــودل از فـــــراغ فـــردایـــم
سرد شد آفتــــــــاب زرد اما پر وفاتر از همیشه بودم همتایم!
