تبليغاتX
یک فنجان زندگی
شنبه چهاردهم دی 1387
-« و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد »

-زمین یخ بسته است ... هوا نمناک است .... باد در گوش سرو می خواند نوای آزادی را .. آب در گلوی ماهی می پرد .... و من چه ساده لوح می زیم اینجا... از وعده خودکشی برگها دیری گذشته است ... رودخانه یخ بسته نجوا می کند عشق را از پس سرمایش ... و مسافران... قطار متروک ... لذت ناب کودکی ... هو هو چی چی ...هو هو چی چی ...!!

مردی ساقی نامه می خواند در کنج دلش ... و زنی گیسوانش را ساقی بزم کودکی نموده است ...       آفتاب سخت بیمار است و نیم جان ... می خواند نامه ماه را از پس غروب غمگینش و آتربان هنوز آتش گرم است ! مگس ها نیز رخت بربسته اند...!!

ودی ماه... دی ماه چند ساله شد امسال با این همه بی برفی اش...!!ابرها آماده شورشند... رحمتی در راه است ! قطار متروک زمین می زید هنوز ! طی می کند خط مشی هر روزه اش را ... زمان سالخورده و سهمگین می رقصد ... و مردی می اندیشد چه تفاوتیست میان سالخورد و سال خرد ...!

گیسوان مست اند و دامن منتظر نشسته بر جاده... و من هنوز آسمانی ام ...

نگاه می کنم بر زمین و میان سیب زرد و آفتاب هر دو را می خواهم...! زنی خوابیده بر تختی در اتنظار نوزاد بی بالش... ۱۴ روز  گذشته از سردی سیال زمین و من محکوم به تبعیدم ... فرار می خواهم از هر چه زمین ... آه! آیا فراموش می کنم خدای خویش را ... می خندد: شکوفه می میرد برای زندگی سیب و توسیب را خواهی خورد ! زمینی خواهی شد...! اما باز خواهیم دید در پس خنده طفلی ! در اشکی ! در قلبی ...!

ساعت هنوز می دود ... من زمین را خواهم دید ... رسولان را و خوشه خوشه ی عشق آدمیان را ... بزرگ تر خواهم شد و خدا را هر روز خواهم یافت در پس مرگ ناباوری هایم...! آیا آلام هاا رهایم خواهند ساخت؟ آیا خواهم یافت یکسانی حق را ...؟! آیا خواهم دید بزرگان را در قلبم!؟ آیا پابلونرودا هنوز معتقد است به برابری هفت ها با هم ؟!... و شاعران کجایند امروز ؟ دیگر دیر است... ناقوس پنج بار می نوازد و امروز پنج شنبه است و ساعت پنج است ... تمام شد ... شاید هم شروع ...! زمین آستین می افشاند و من امروز از پس این همه فکر زمینی شده ام ...

زمین یخ بسته است ... هوا نمناک است ... اما هوا پر است از صدای صبح و من صحیفه گشوده ام برای زندگی ...!

-« و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد »

ـ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ـ

پ ن ۱: خوب هجونامه بود دیگه باید ببخشین ! - عنوان آغازین و پایانی « و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد » برگرفته از شعر فروغ فرخ زاد

پ ن ۲: گاهی نمیدونم باید تولد رو جشن گرفت یا ...!!در هر صورت اول تولد فروغ فرخ زاد مبارک ...! بعدش هم تولد خودم مبارک!

پ ن ۳ : متولدین این ماه :( اوا گاردنر : هنرپیشه ۲ دی ) ( هاوارد هیوز : میلیاردر عزلت نشین ۲ دی ) (مارلن دیتریش : هنرپیشه  ۶دی) ( ژاندارک : قهرمان ملی فرانسه ۱۶ دی)( جبران خلیل جبران : عارف و نویسنده ۱۶ دی ) ( سیمون دوبووار : نویسنده ۱۸ دی)( الویس پریسلی : خواننده ۱۸ دی)( آلبرت شوایتزر : پزشک نیکوکار ۲۴ دی)( محمد علی کلی : بوکسور ۲۸ دی)

پ ن ۴: ممنون تحمل کردین ...

ـ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ــ-ـ-ـ-ـ

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:36  توسط  زهرا   | 

java script by:2steman.BLOGFA.COM